السيد هاشم البحراني ( مترجم : ياسرى )

74

معاجز الإمام المهدي ( ع ) ( معجزات امام مهدى ( ع ) ) ( فارسى )

اى سعد ! خصم تو مىگويد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله هنگام هجرت ، برگزيدهء اين امت را همراه خود به غار برد ، چون مىدانست كه خلافت با او است و در تأويل ، پيشواست و زمام امور امت به دست او خواهد افتاد ، و او در ايجاد اتحاد و پر نمودن خلل و اقامهء حدود و اعزام جيوش براى فتح بلاد كفر ، معتمد است و همان‌گونه كه پيامبر بر نبوت خود مىترسيد ، بر خلافت خود ( يعنى او ) هم مىهراسيد ، زيرا كسى كه در جايى پنهان مىشود يا از كسى فرار مىكند ، قصدش جلب مساعدت ديگران نيست . و على را در بستر خود خوابانيد ، چون به او اعتنايى نداشت و با او همسفر نشد ، زيرا كه بر او سنگينى مىكرد و مىدانست كه اگر او كشته شود شخص ديگرى را نصب خواهد كرد كه بتواند كارهاى او را انجام دهد . پس چرا ادعاى او را اين‌چنين نقض نكردى كه آيا رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به گمان شما نفرمود : دوران خلافت پس از من ، 30 سال است و اين 30 سال ، مدت عمر خلفاى راشدين است و [ خصم تو ] گريزى نداشت جز آن‌كه تو را تصديق كند . آن‌گاه مىگفتى : آيا همان‌گونه كه رسول خدا مىدانست كه خليفهء پس از وى ابو بكر است ، آيا نمىدانست كه پس از ابو بكر ، عمر و پس از عمر ، عثمان و پس از عثمان ، على خليفه خواهد بود ؟ و او راهى جز تصديق تو نداشت ؛ سپس به او مىگفتى : پس بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله واجب بود كه همهء آن‌ها را به غار ببرد و بر جان آن‌ها بترسد ، همچنان‌كه بر جان ابو بكر مىهراسيد ، و به واسطهء ترك آن سه و تخصيص ابو بكر به همراهى خود ، آن‌ها را خوار نسازد . و آن‌گاه كه گفت : به من بگو كه اسلام « صديق » و « فاروق » آيا به طوع و رغبت بوده است يا به اكراه و اجبار ؟ چرا به او نگفتى كه اسلام آن دو از